معجون آرامش !!!

*** معجون آرامش ***
کسری انوشیروان بر بزرگمهر خشم گرفت و در خانه ای تاریک به زندانش افکند و گفت او را به زنجیر بستند. چون روزی چند بر این حال بود. کسرا کسانی را فرستاد تا از حالش پرسند . آنان بزرگمهر را دیدند با دلی قوی و شادمان .
بدو گفتند :
در این تنگی و سختی تو را آسوده دل می بینیم !!!
گفت : معجونی ساخته ام از شش جزء و بکار می برم و چنان که می بینید مرا نیکو می دارد .
گفتند : آن معجون را شرح بازگوی که ما را نیز هنگام گرفتاری بکار آید .
گفت : آری جزء نخست اعتماد بر خدای عزوجل است.
دوم آنچه مقدر است بودنی است .
سوم شکیبایی برای گرفتار بهترین چیزهاست .
چهارم اگر صبر نکنم چه کنم. پس نفس خویش را به زاری بیش نیازارم .
پنجم آنکه شاید حالی سخت تر از این رخ دهد .
ششم آن که از این ساعت تا ساعت دیگر امید گشایش باشد .
چون این سخنان به کسری رسید او را آزاد کرد و برای همیشه گرامی اش داشت .
نظرات شما عزیزان: